این قرارمون نبود.
سلام.
ممنون از دلگرمی هایی که داده بودین.شاید چیزی درست نشد ولی دارم سعی می کنم دید خودمو نسبت به بعضی مسائل عوض کنم شاید دلیلی داره که چیزی که میخوای رو نمی تونی به دست بیاری...
راستی آقا امید ما هم برگشت با دست پر خودش گفته بنویسم براتون یه پست نبودم ولی با دست پر برگشتم.(راست میگه آقا کلی واسه آکوردهای این پست زحمت کشیده ها)
فکر می کنم اگه دری مقابلت وجود داره و بستست حتما کلیدی داره که اگه نداشت یه دیوار جلو روی آدم قرار می گرفت.اما این کلید در مورد بعضی افراد پیدا نمیشه چرا رو باید از اون افراد پرسیدنظر شما این نیست؟...

آکورد آهنگ یه عمر دلو سوزوندی از علی اصحابی.
آکورد دلو سوزوندی از علی اصحابی
آکورد آهنگ میمیرم از بابک جهان بخش که خیلی جدیده.
این هم ۲ تا از آکوردهای درخواستی از رز که انصافا آهنگ های قشنگی هم هستند.
آکورد نرو از رضا صادقی که بسیار زیباست.
آکوردی بسیار زیبا از بابک جهانبخش به نام سپیده بودی که آهنگش رو هم دوستمون تو نظرات پست قبل برام گذاشته بودن و من هم براتون همون لینک رو گذاشتم.
آکورد سپیده بودی از بابک جهانبخش
آهنگ سپیده بودی از بابک جهانبخش
این شعر باز هم از یغما گلرویی عزیز هست که تو حاشیه ی این ترانه نوشته داستان این ترانه واقعیست...تا حالا چند بار شده از کنار این جور نفرات رد بشیم و ...فقط رد بشیم.
یه کبوتر روی آسفالتِ خیابون ،توی خون
یه کبوتر پره غصه رو نوک یه پشت بون
فکرِ اون جفتیِ که با هم تو آسمون بودن
اما افتاده زمین دیگه با سنگ یه کمون!
یه کمون تو دستِ خاکیِ یه بچه ی سیا،
که گرسنه مونده توی پایتختِ گریه ها!
چشما خیسِ گریه وُ لبخندِ کم رنگی رو لب...
خواهر مریض اون گُشنه نمی مونه تا شب!
می دَوه توی خیابون با یه دنیا اشتیاق
غافل از این که نشسته سر راش یه اتفاق
یه دِوو می رسه از راه،صدای ممتدِ بوق!
صدای جیغِ یه ترمز تو خیابونِ شلوغ...
یه پسر بچه رو آسفالتِ خیابون،توی خون
یه کبوتر توی دستاش هنوزم می کَنه جون
یه تبسم یخ زده روی لباش!می خواد بگه:
خواهرم! منُ ببخشُ امشبم گُشنه بمون!
موفق باشید.
نقطه ضعف مساوی با نقطه ی قوت!
لینک میوه ی ممنوعه تصحیح شد.۱۳/۸/۸۶
.میوه ی ممنوعه از احسان خواجه امیری
نقطه ضعف مساوی با نقطه ی قوت!
+=-
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه ی رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد.پدر اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!
استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند.در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.بعد از ۶ ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به کودک ١٠ ساله یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات روی آن تک فن کار کرد.سر انجام مسابقات آغاز شد و کودک در میان تعجب همگان با آن تک فن همه ی حریفان را شکست داد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری آن کودک یک دست تمامی حریفان را زمین زد و قهرمان سراسری کشور شد.
وقتی مسابقات به پایان رسید در راه بازگشت به منزل کودک از استاد راز پیروزی را پرسید.استاد گفت ((دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی.ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود.و سوم این که تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن گرفتن دست چپ حریف می باشد که تو دست چپ نداشتی!یاد بگیر که در زندگی از نقاط ضعف خود به عنوان نقطه ی قوت استفاده کنی.راز موفقیت در زندگی داشتن امکانات نیست بلکه استفاده از ”بی امکانی“ به عنوان نقطه ی قوت است.)
موفق باشید.
