من و ببخش...
امیدوارم که بازم حال همگی خوب باشه ما هم ای به لطف شما خوبیم.
بعضی آدمها از بودن باهاشون لذت می برید اما باهاشون به جایی نمی رسید درست مثل قطار شهر بازی.
این یه sms بود که خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرد چرا وقتی می دونیم با اون اشخاص به جایی نمیرسیم بازم اصرار به ادامه دادن داریم؟شاید نمی تونیم ترس از عادتی که به اونا پیدا کردیم رو پنهون کنیم اما بالاخره یه روز وقتش میشه که از قطار پیاده بشیم اون موقع چی به دست آوردیم؟ چی از دست دادیم؟ به موندن می ارزید؟قضاوت با شما...
این بار یه عذر خواهی هم به یکی بدهکارم که...گفت خواستم اذیتش کنم اما قصدم این نبود یه مقدار بدبینی باعث این شد که فکر کنه قصدم اذیتش بوده!!!واقعا چرا باید انقدر با عینک بدبینی به یه دوست قدیمی نگاه کنیم؟ چرا وقتی می دونیم آدما عوض میشن و این آدم جدید از بعضی چیزا بدش میاد اصرار بر تکرار اون کار داریم؟و آیا باید این انتظار رو داشته باشیم که این تکرار باعث از کوره در رفتن طرف مقابل نشه؟ و تو خیال به خصومت اون شخص پی ببریم؟
همه اینا یه عذر خواهی و یه گله بود از یه...دوست.
با تو ، بی تو و بی تو ، با تو ...تمام قصه همین بود!نازنین!
این هم آکورد آهنگ من و ببخش از ناصر عبدالهی.
هر شب ، تکه تکه ترانه های کهنه را کنار هم می چینم و باز به این حقیقت تلخ می رسم که: تو هم با من نبودی!
این هم آکورد آهنگ کربلا از محسن یگانه.
این هم یه ملودی زیبا از امید موسوی گوش بدید و نطرتون رو بنویسید.
این هم یه ترانه ی زیبا.
از همه زمینیها زمینی تر
چرا رنگ آسمونه اون چشات
تو نگفتی پای قولت میمونی؟
چرا قولتو گذاشتی زیر پات
عاشق عطر خوش بارونو خواب
پس چرا کویر خشکه اون دلت
گل عشقو چرا پرپر میکنی
چی میشه از این دورنگی حاصلت
تو که دریارو تو رویا میدیدی
چرا ساکت مثل مردابی شدی
فکر میکردم که همیشه میمونی
مثل رویا تو دل خوابی شدی
تو که قلبت مثل چشمت جاری بود
واسه چی برای من سراب شدی
گفتی مثل کوه رو حرفت میمونی
مثل نقشی تو دل آبی شدی
بیا دست بردار از این دورنگیا
این همه دروغ و نیرنگ و ریا
بدی کردی من فراموش میکنم
اما این بار مثل عاشقا بیا...
باید به ابرها بسپاریم / تا از عطش ، گیاه نمیرد / باید به قفل ها بسپاریم / با بوسه ای گشوده شوند / بی رخصت کلید.!!!/
موفق و پیروز باشید.
راستی اگه خوندی و یا از آکوردها خوشت اومد و نظر ندادی بی معرفتیت رو ثابت کردی کامنت شما نشانه ی شخصیت شماست(همون بلیط اتوبوسه
)
اول قصه...
سلام.
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
بعضی وقتا به بعضی اصلا میشه اعتقاد آورد نمی دونم چرا این اصل ساده همه اکثر جاها رعایت میشه که:
لجنزار محصول معشوقه های ماندگار است
.
این پست رو با دو تا آکورد بسیار زیبا از مرحوم ناصر عبدالهی و یه آکورد از کورش یغمایی که ریتم اصلیش داخل فایل نوشته شده یه آکورد از سیاوش قمیشی و یه آکورد درخواستی از رضا صادقی به نام نقطه سر خط ادامه میدیم.
آکورد بهت نگفتم تصحیح شد. (۲۴ دی)
من و گیتار و تو...ببخشید خیال تو!! !به ضیافت شبانه ی من خوش آمدی بانو کاش می دانستی هنوز ...(از کتاب تنها برای تو می نویسم بی بی باران از یغما گلرویی)
تو که زیر تیغ اون نگاش داری جون می کنی
کاش می دونستی که فردا جای امروز منی
با منم اول قصه مثه امروز تو بود
دل ما رو هم مثه تو با کرشمه هاش ربود
بین صد نفر فقط تو چشم من نگاه می کرد
منم اون وقتا عزیز دل من صدا می کرد
به منم گفت بری می کشم خودم و پای تو
راست می گفت کشت خودش و با رفتنم به پای تو
ما رو که عمری به پاش بودیم فروخت به یک نگات
تو رو که دو روز کنارشی چه می کنه باهات
تو که زیر برق اون نگاش داری جون می کنی
کاش می دونستی که فردا جای امروز منی
به تو هم میگه شبا چشات به خواب من میاد
اگه گفت تعبیرش اینه یکی دیگه رو می خواد
بچه که بودیم
تنها ترس ساده ام این بود
که سه شنبه شب آخر سال
باران ببارد!
راستی اگه خوندی و یا از آکوردها خوشت اومد و نظر ندادی بی معرفتیت رو ثابت کردی کامنت شما نشانه ی شخصیت شماست(همون بلیط اتوبوسه
)
